تبليغاتX
دین زرتشت آیین آزادگی و اختیار
انچه هر ایرانی باید بداند
در اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده:" زبان و خط رسمی و مشترك مردم ایران فارسی است، اسناد و مكاتبات و متون رسمی و كتب درسی باید با این زبان و خط باشد".و در بخشی از اصل‌هفدهم قانون‌اساسی در مورد تقویم ایران،"مبنای كار ادارات دولتی،هجری‌شمسی" تعیین شده است.
بسیاری از واژگانی كه در گویش و گفتار ایرانیان به عنوان زبان پارسی به كار می‌رود ریشه در زبان باستانی ایران یعنی اوستایی و پهلوی دارد، از جمله نام هر یك از ماه‌های ایرانی كه فروردین، اَردیبهشت، خورداد، اَمُرداد، شهریور تا اسفند بوده و همه از نام‌های كهن ایرانی و هریك دارای معنای ارزشمندی می‌باشند تا در هر فصلی امید به بیداری،زنده بودن، تلاش و سازندگی را به ملت سرافراز ایران از هر دین و قوم و نژادی یاآوری كرده باشند.
نخستین روز ازماه دوم تابستان یعنی اَمُرداد را آغاز كرده‌ایم، در حالیكه بسیاری از مردم ایران كه به معنای درستِ نام این ماه پی نبرده‌اند، این كلمه را به اشتباه مُرداد ادا می‌كنند.
مُرداد در فرهنگ و زبان ایران باستان به معنای مرگ و نیستی است كه به نادرست در میان 11 ماه سال قرار گرفته و هم‌خوانی با فلسفة اسامی ماه‌های دیگر ندارد.از آنجا كه ایرانیان پیوسته به زندگی، سرسبزی، كار و كوشش و پیشرفت، اندیشه داشته‌اند، در اوج گرمای تابستان نام این ماه را نیز اَمُرداد به معنای پایداری و جاودانگی گذاشته‌اند.
از زمانی كه تقویم خورشیدی برای گاه‌شماری ایرانیان برگزیده شد، نام این ماه در تقویم ایران اَمُرداد نامیده شد ولی سال‌ها بعد و به دلیل نامعلوم و نادرستی در گویش مردم تغییر كرده و به مُرداد تبدیل شد، یعنی زنده بودن و تلاش كردن و پیوستن به جاودانگی در تقویم جای خود را به مرگ و مُردن و نابودی داد.
سال گذشته در تذكری به دولت پیشنهاد دادم تا این واژه را در تقویم ایرانی اصلاح نمایند و مُرداد را به اَمُرداد تغییر دهند ولی تا كنون راهكار مناسبی برگزیده نشده است. در حالیكه شایسته نیست تا ایرانیان زنده و هوشیار در این ماه با گفتن مُرداد از مرگ ونیستی یاد كنند.
اكنون پیشنهاد دارم تا در یك عزم و ارادة مردمی و همگانی نام این ماه را درست به كار برده، آن را اَمُرداد بگوییم تا در تقویم و فرهنگ ملت بزرگوار ایران،مرگ و نیستی جای خود را به زندگی،پویایی‌و‌جاودانگی داده باشد.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 12:46  توسط آریا مهر  | 
در این آتشکده ، پیش از هر چیز ما گرد تو ای اهورا مزدا ، خدای دانا ،

می آییم و می گردیم. آتش ؛ تو آفریده ی خدای دانا (اهورا) هستی و

این از برترین نامهای توست.از راه افزاینده ترین مینو ، اندیشه روشن تو

(اهورا) . درود بر کسی که او را تو (اهورا) گرامی می سازی. مزدا

پرستم . برمی گزینم که مزدا پرست زرتشتی باشم ، با ستایشها و

باورها. اندیشه نیک را می ستایم . گفتار نیک را می ستایم . کردار نیک

را می ستایم . دین بهی مزدا پرستی را می ستایم که یوغ بردگی را

برمیاندازد و جنگ افزار را فرو می نهد ، که آزادی بخش و راستین است

، که از دینهایی که هستند و خواهند بود مهترین و بهترین و زیباترین

است ، که خدایی است و زرتشتی . اهورا مزدا ، خدای دانا را سزاوار

همه خوبیها و ستایش می دانم . این است ستایش دین مزدا پرستی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 0:12  توسط آریا مهر  | 
بابک سلامتی:

برخلاف آن‌چه که دکتر پورعباس سرنشین سازمان سنجشِ آموزش کشور، در گفت‌وگوی پیش از کنکور با خبرنگاران ادعا کرده بود که کنکور امسال با سلامت کامل و امنیتی بی‌مانند نسبت به سال‌‌های گذشته برگزار خواهد شد، کنکور امسال نوبر بود! در سال‌های گذشته‌ نیز تبعیض‌هایی بر دانش‌آموزان اقلیت روا داشته‌شده بود، اما چون موردی بود، می‌شد آن‌ها را به‌چشم کژسلیقگی فردی دید و از آن گذشت و نادیده گرفت. اما آن‌چه در کنکور سال ٨٦ رخ داد حق شرکت در آزمون سراسری با شرایط یکسان با دیگر داوطلبان را، از گروهی از دانش‌آموزان اقلیت گرفت!
در چند حوزه که بیشترین دانش‌آموزان اقلیت در آنجا بودند، پرسش‌های دینی اقلیت‌ها بر خلاف معمول پیوستِ دفترچه‌ی پرسش‌های عمومی نبود! مراقبانی که پیدا نیست چرا کارت شناسایی بر سینه نداشتند، نمی‌دانستند که پرسش‌‌های دینی اقلیت‌ها باید پیوست باشد! زمانی به‌درازا کشید تا مراقبان از مسوولان مربوطه بپرسند! پس‌از آن‌که پرسیدند، دفترچه‌‌ی پرسش‌های عمومی جدید را که پرسش دینی اقلیت‌ها را داشت با دفترچه قبلی عوض کردند و گفتند از این‌جا ادامه دهید! اما پرسش‌های عمومی با دفترچه‌ی قبلی تفاوت داشت! دانش‌آموزان این را هم گفتند. مراقبان پرسیدند و پاسخ دادند پاسخنامه را پاک کنید و تست‌های عمومی را از اول از روی دفترچه‌ی جدید بزنید! نیم ساعت از وقت دانش‌آموزان اقلیت این‌گونه بر باد رفت!

حال پرسش این‌است، در آزمونی با این اهمیت که بر روی ثانیه‌های آن حساب می‌کنند، گیریم از خراب شدن روحیه‌ی دانش‌آموزان و فشار روحی که در این زمان به آن‌ها وارد شده‌بود، و تا پایان آزمون همراه آنان بود بگذریم، چگونه می‌توان این‌همه ناهماهنگی و نادانی را که موجب از دست رفتن حدود ٣٠ دقیقه وقت دانش‌آموزان شد، را توجیه کرد؟ چرا پرسش‌های دینی اقلیت‌ بنابر آنچه که در سال‌های گذشته و حتا در حوزه‌های دیگر معمول بود پیوست به دفترچه‌ی عمومی نبود؟ و دیگر اینکه چرا پرسش‌های عمومی اقلیت‌ها با دیگر پرسش‌ها تفاوت داشت؟ چه کسی می‌تواند اینها را شَوَند(دلیل) تبعیض در کنکور نداند؟
این‌که مراقبان کارت شناسایی بر سینه نداشتند تا بتوان آنها را شناسایی کرد، چطور؟ کجای دنیا آزمونی با این اهمیت برگزار می‌شود و مراقبان آزمون، بدون کارت شناسایی اینگونه سرنوشت اقلیت‌ها را به‌بازی می‌گیرند؟
در این میان زرتشتیان که از دیرباز به آموزش و پرورش بسیار ارزش می‌دادند و می‌دهند و گواه آن درصد بالای قبولی دانشگاه و تعداد متخصصان زرتشتی‌ به نسبت جمعیت زرتشتیان است و دیگر، آموزشگاه‌هایی که زرتشتیان در یزد و کرمان و تهران وقف کرده‌اند تا فرزندان این ملت با هر دین و آیینی فرصت باسواد شدن را داشته‌باشند، با این رخدادها بیش از دیگر اقلیت‌ها خُسران دیده‌اند. ایران میهن زرتشتیان است. زرتشتیان اگر نتوانند آن‌گونه که شایسته‌ است به کشور خویش خدمت کنند، به کجا بروند؟

آن‌چه که در آزمون سراسری سال ٨٦ رخ داد، اگر از روی عمد بود، نه در شان نظام جمهوری اسلامی بود و نه در شان سال اتحاد ملی،که از سوی مقام معظم رهبری نامگذاری شده است. واگر سهوی این همه بیداد و بی‌عدالتی در آزمون سراسری رخ‌داده است، جا دارد در شیوه‌ی مدیریت سازمان بازنگری شود.
جا دارد مسوولان وزارت علوم، تحقیقات و فن‌آوری و سازمان سنجشِ آموزش کشور به هر شیوه‌ایی که می‌دانند موضوع را بررسی کرده و نسبت به بازگرداندن حق به دانش‌آموزانی که با این شیوه‌ی برگزاری، آینده‌ی خود را تباه می‌بینند، اقدام کنند و با تدبیرجلوی چنین رخدادهایی را در آینده، از همین امروز بگیرند.
از نماینده‌ی زرتشتیان در مجلس و انجمن زرتشتیان تهران نیز می‌خواهیم، با جدیت موضوع را پیگیری کرده تا خدای ناکرده جامعه‌ی زرتشتی، احساس بی‌پناهی نکند. اگر در سال‌های گذشته از کنار آن تبعیض‌های کوچک به آسانی نمی‌گذشتیم؛ اگر برخوردی مناسب و حقوقی با موضوع کرده‌بودیم؛ امروز دانش‌آموزان دبیرستان فیروزبهرام و دیگر دانش‌آموزان اقلیت در برخی از حوزه‌‌ها زمان خود را صرف اینکه به مراقبان بفهمانند اقلیت هستند و پرسش‌های دینی‌‌شان فرق دارد، نمی‌کردند. دیگر مراقبان به‌خود اجازه نمی‌دادند که با بی‌توجهی وقت گرانمایه‌ی آنان را به هدر دهند و سرنوشت دانش‌آموزانی را که می‌توانند با راهیابی به دانشگاه بالاترین خدمت را به کشور عزیزشان، ایران بکنند، به یک‌باره دگرگون سازند.
تبعیض شایسته‌ی کشور ما و نظام ما نیست. امیدواریم این واپسین باری باشد که از تبعیض در کنکور، داد سخن می‌دهیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 11:56  توسط آریا مهر  |