"پروردگارا ! چه بزرگ است نيروی تو و چه زياد است آرزوی انجام خدمت به تو .
باشد تا با پيروی از فرمانت با نيروی پارسايی ومهربانی به ياری وحمايت ازبينوايان وناتوانان برخيزيم."
( گاتها، يسنای 34 بند5 )

تاريخ زرتشتيان با تاريخ ساسانيان بستگي انکارناپذ يری دارد. چون با كشته شدن يزدگرد سوم و از ميان رفتن دولت ساساني آن زرتشتياني كه صاحب زمين و مال و منال بودند براي حفظ خود به دولت جديد عربي پيوستند و آناني كه دين زرتشتي را ترك نكردند بعلت پرداخت مالياتهاي سنگين وتبعيض روز به روز فقير تر شدند و از تعدادشان نيز بشدت كاسته شد در طول تاريخ و ظلم سلسله بني اميه و بني عباس و تداوم آن با تاراج چنگيز و بلای تجاوز تيمور ، تأسيس سلسله صفويه و جنگهاي نادر و آغا محمد خان در كرمان علاوه بر اينكه بر جان خود ايمن نبوديم اجتماع زرتشتي بضاعتي نداشته است كه صحبت از خيرات شود ولي خوشبختانه بعلت سكونت زرتشتيان در محلات مخصوص در يزد و كرمان و نزديكي بهم ، كمك فكری و فرهنگي و مالي داشته اند . اما پس از مشروطه و به تبع آن آزادی دولتهای اروپائي و كمك پارسيان هند ، توسط شادروان مانوكجي ليم جي هاتريا و لغو جزيه ( ماليات مذهبي ) همينطور با تأسيس مدارس جديد توسط خيرانديشان پارسي در تهران و يزد و كرمان ، افراد زرتشتي كه فقط در يزد و كرمان به زراعت و بافتن شال و پارچه دستي و تا حدی پيله وری بين شهرها و تجارت محدود مشغول بودند و بضاعتي نداشتند بعلت فعاليت ، قدرت مالي پيدا كردند و در تأسيس مدارس و مؤسسات خيريه كمك و ياری نمودند كه ذكر همه آنها از حوصله اين مقاله خارج مي باشد .
خيريه رستم آباديان – بيارستان گودرز يزد – بيمارستان گشتاسب فيروزگر – بيمارستان مهرابي كرمان - خيريه رستم گيو ، …. از موارد آن مي باشند. بيشتر افرادی كه با خلوص نيت مدرسه و بيمارستان بنا نمودند اعتقاد شديدي به آئين زرتشتي داشتند كه دادودهش از اصول آن مي باشد و با اعتقاد قلبي و يقين به رستاخيز و دنيای ديگر و پاداش معنوی اقدام به خيرات نموده اند .
اين در اثرتعليمات خانوادگي افراد زرتشتي در طول تاريخ يوده كه متأسفانه در حال حاضر كاهش يافته است و از طرف ديگر بعلت تفرقه و مهاجرت ها و كمرنگ شدن آموزشهای زرتشتي شاهد كم شدن خير انديش در جامعه مان هستيم .
در حال حاضر متأسفانه افرادی با تمكن كافي فقط به خود مي انديشند و با افكار و عقايد نيك انديشاني چون شادروان پشوتن ماركار و سايرين فاصله شديدي دارند . اين شيوه منش و كردار براي اجتماع ما فوق العاده خطر ناك مي باشد و به نظر اينجانب بايد عقايد ديني و دستگيری از يكديگر را در جامعه و نسل جديد تقويت و تازه گردانيد و اين مهم بر دوش مسئولين و موبدان مي باشد تا با سخنراني، چاپ كتاب و كارهای فرهنگي با برنامه ای دقيق و اصولی انجام شود .
خير انديش كسي است كه علاوه بر بخشش به مستمندان ، در راه آموزش و پرورش و راهنمائي حتي تعيين شغل مناسب به ديگران كمك نمايد . اكنون شاهديم عده ای راهنما برای افراد مي شوند كه ترك وطن نمايند و در آنجا با سرگرداني سر نمايند و بعضاً كمك يا احوالپرسي هم ندارند . يكي از پيشنهادات ، تعيين روز نيكوكاری ميباشد كه بنظر اينجانب پنج روز پنجه براي آن مناسب مي باشد .